نذر کرده امیک روزی که خوشحال تر بودمبیایم و بنویسمکه زندگی را باید با لذت خورد،که ضربه های روی سررا باید آرام بوسید و بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاد .یک روزی که خوشحال تر بودممی آیم و می نویسم که” این نیز بگذرد ”مثل همیشه که همه چیزگذشته است و آب از آسیاب و طبل طوفان از نوا افتاده است.یک روزی که خوشحال تر بودمیک نقاشی از پاییز میگذارم ،که یادم بیاید زمستانتنها فصل زندگی نیستزندگی پاییز هم می شود ،رنگارنگ ، از همه رنگ ، بخر و ببر!یک روزی که خوشحال تر بودمنذرم را ادا می کنمتا روزهایی مثل حالاکه خستگی و ناتوانیلای دست و پایم پیچیده استبخوانمشان و یادم بیاید کههیچ بهار و پاییزیبی زمستان مزه نمی دهدو هیچ آسیاب آرامی بی طوفان.#مهدی_اخوان_ثالث
نوشته هایِ مهدی اخوان ثالث رو خیلی دوست دارم:)
دیروز تولدم بوووووود:))))زود باشین تبریک بگین بِهم،خخخخ...
پررو هم عمه یِ بلاگفاست:)))
فدایِ همتووووووووووووووون مهربونااااااا:*
برچسب:
نویسنده: بهنام ابراهیمی
تاريخ: شنبه
24 تير
1396 ساعت: 19:28